فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

168

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

پوست گوسفند اسمعيل را بدندان شره بر درد و دنبهء آن را جهة چربى خانه از مكه باقصاى دشت قبچاق برد ، از رودهء او توز كمان سازد و از شكنبه‌اش تيريج « 1 » بر پيكان تير اندازد ، گوشتش خود قربانيست چند ساله قاق كند و كلّه‌اش را جهت نفع ميهمانى خويشان از قزّاق كند « 2 » پشمش را اولا پيراهن گرداند و در آخر كفن سازد و تن را درو پيچاند . ابيات در جهان چون قزاق پر طمعان * كرده آيا ز مشرقى لمعان ملك عالم اگر برد نفرى * خواهد آن را كه هست بادگرى گر جهانرا بيك قزاق دهند * ور خراسان و گر عراق دهند خويش را مىشمارد او محروم * كه نكردست تاخت جانب روم از غنا ليك خوش گران بارند [ 73 پ ] * چشم بر مملكت نميدارند القصه بعزم مدافعت آن گروه از سمرقند با عساكر بىپايان روى بدفع ايشان نهاده به طرف تركستان روان شدند و چون بحدود بلاد قزّاق رسيدند و از سقناق گذشته تا نزديك قراقم ابدال كه وسط مملكت قشلاق ايشانست رفتند و در آن سال عزم الوس برندق خان فرموده بر سر او تاخت فرمودند و مشار اليه اموال و اسباب گذاشته روى به طرف فرار كرد و حضرت خلافت پناهى ، خان ، مظفر و منصور و محبوب « 3 » قلوب لشكر و رعيّت در كنف دولت و اقبال و پناه الطاف ذو الجلال بتركستان معاودت « 4 » فرمودند و درين سال زيارت مقدس و مزار مونس حضرت خواجه يسوى قدس اللّه روحه العزيز دريافتند و نذور و صدقات مجاوران آن بقعهء عظيم البركات و ساكنان آن حظيره كثير الخيرات رسانيدند . ابيات وصف كلام خواجهء يسوى حبذ اقبر خواجهء يسوى * تابع راه خاصهء نبوى

--> ( 1 ) - در اصل : تيريح . ( 2 ) - در اصل : كرده‌اند . ( 3 ) - در اصل : محيوب ( 4 ) - كاتب كلمه « معاودت » را دو بار نوشته است .